دوشنبه 30 شهریور 1405 – Monday 21 September 2026

ساعت: 21:03:57

آینده بازار جهانی انرژی در سایه تغییر نظم امنیتی خاورمیانه

اهمیت خلیج فارس فقط به صادرات نفت و گاز محدود نیست. این منطقه طی دهه‌های گذشته به یکی از مراکز مهم تجارت جهانی تبدیل شده و همین وابستگی گسترده، آن را به نقطه‌ای حساس برای اقتصاد بین‌المللی تبدیل کرده است.
ولی نصر/استاد دانشکده مطالعات پیشرفته بین المللی دانشگاه جانز هاپکینز

به گزارش “راهبرد انرژی“، جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران در فوریه ۲۰۲۶ با هدف تغییر معادلات خاورمیانه آغاز شد؛ اما روند تحولات نشان می‌دهد نتیجه مراحل نخست این جنگ با اهداف اولیه واشنگتن و تل‌آویو فاصله گرفته است. ایران نه‌تنها از این درگیری عبور کرده، بلکه اکنون در موقعیتی قرار گرفته که می‌تواند نقش پررنگ‌تری در شکل‌دهی به آینده امنیتی منطقه داشته باشد؛ در مقابل، نفوذ سنتی آمریکا در خاورمیانه با پرسش‌های جدی روبه‌رو شده است.

آمریکا و اسرائیل در آغاز جنگ امیدوار بودند جمهوری اسلامی را سرنگون کنند و اگر این هدف محقق نشد، دست‌کم توان هسته‌ای و نظامی ایران را به‌شدت کاهش دهند. در چنین شرایطی قرار بود ایران دیگر تهدیدی جدی برای اسرائیل و آمریکا نباشد و زمینه برای شکل‌گیری نظم امنیتی جدیدی در منطقه فراهم شود؛ نظمی که در آن اسرائیل و عربستان به سمت عادی‌سازی روابط حرکت کنند و اسرائیل با حمایت آمریکا به یکی از پایه‌های اصلی امنیت منطقه تبدیل شود.

اما تحولات جنگ مسیر متفاوتی را رقم زد. ایران که خود را برای چنین درگیری آماده کرده بود، توانست بخشی از اهداف نظامی آمریکا و اسرائیل را با مشکل مواجه کند. یکی از مهم‌ترین پیامدهای جنگ، آسیب دیدن معماری امنیتی آمریکا در خلیج فارس بود؛ معماری‌ای که طی چند دهه بر پایه مهار ایران شکل گرفته بود.

 

خلیج فارس؛ نقطه آسیب‌پذیر آمریکا

حملات ایران به پایگاه‌ها و زیرساخت‌های نظامی آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس، پرسش‌هایی درباره توانایی واشنگتن برای حفاظت از این پایگاه‌ها ایجاد کرد. خسارت واردشده به زیرساخت‌های نظامی آمریکا باعث شد بخشی از فعالیت‌های این کشور به پایگاه‌هایی در اسرائیل، اردن و سوریه منتقل شود.

مسئله فقط خسارت‌های نظامی نیست. جنگ این پرسش را نیز برای کشورهای عربی مطرح کرده که آیا حضور پایگاه‌های آمریکایی همچنان یک عامل بازدارنده و امنیت‌ساز است یا در صورت بروز جنگ با ایران، می‌تواند آنها را در معرض حملات بیشتری قرار دهد.

کشورهای منطقه نیز لزوماً واکنش یکسانی به این وضعیت نخواهند داشت و هرکدام بر اساس منافع و نگرانی‌های خود درباره آینده همکاری امنیتی با آمریکا تصمیم خواهند گرفت.

 

تنگه هرمز؛ اهرمی فراتر از جنگ

یکی از مهم‌ترین محورهای تحولات جنگ، تنگه هرمز است. ایران در مرحله ابتدایی جنگ با بستن این آبراه تلاش کرد فشار نظامی آمریکا را کاهش دهد، اما در ادامه مشخص شد که کنترل این مسیر تنها یک ابزار نظامی نیست و می‌تواند به اهرمی اقتصادی و سیاسی نیز تبدیل شود.

تنگه هرمز یکی از مسیرهای مهم تجارت انرژی جهان است و هرگونه اختلال در عبور و مرور از آن می‌تواند بازار نفت و گاز و در نتیجه اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.

آمریکا نتوانسته کنترل تنگه را از ایران خارج کند و همین مسئله به تهران امکان داده است نقش خود را در معادلات منطقه و حتی اقتصاد جهانی پررنگ‌تر کند. در این شرایط، معماری امنیتی چند دهه گذشته آمریکا در خلیج فارس با چالش جدی مواجه شده است.

 

وقتی جنگ از میدان نظامی فراتر رفت

با گسترش حملات به زیرساخت‌های انرژی و بسته شدن تنگه هرمز، پیامدهای جنگ از سطح منطقه‌ای فراتر رفت و بازارهای جهانی انرژی و تجارت را تحت تأثیر قرار داد.

افزایش قیمت نفت و گاز و همچنین رشد قیمت سوخت‌هایی مانند گازوئیل و سوخت هواپیما، تنها بخشی از این پیامدها بود. اختلال در صادرات محصولات پتروشیمی و کالاهای صنعتی، از جمله اوره و آلومینیوم، و مشکلات ایجادشده برای بنادر بزرگ منطقه نیز فعالیت اقتصادی در بخش‌هایی از آسیا را تحت تأثیر قرار داد و نگرانی‌هایی درباره امنیت غذایی در برخی کشورهای آفریقایی ایجاد کرد.

این تحولات نشان داد اهمیت خلیج فارس فقط به صادرات نفت و گاز محدود نیست. این منطقه طی دهه‌های گذشته به یکی از مراکز مهم تجارت جهانی تبدیل شده و همین وابستگی گسترده، آن را به نقطه‌ای حساس برای اقتصاد بین‌المللی تبدیل کرده است.

 

تلاش برای دور زدن تنگه هرمز

کشورهای عربی نیز در واکنش به بحران تلاش کرده‌اند مسیرهای جایگزینی برای صادرات انرژی پیدا کنند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی توانسته‌اند بخشی از صادرات نفت خود را از طریق پایانه‌هایی در دریای سرخ و دریای عرب ادامه دهند.

این مسیرها در آینده می‌توانند توسعه بیشتری پیدا کنند و حتی برای صادرات انرژی کشورهای دیگری مانند قطر، کویت و عراق مورد استفاده قرار گیرند. با این حال، ساخت و توسعه چنین زیرساخت‌هایی زمان‌بر است و نمی‌تواند به‌طور کامل جایگزین تنگه هرمز شود.

از سوی دیگر، مسیرهای جایگزین نیز در برابر حملات پهپادی و موشکی آسیب‌پذیر هستند. به همین دلیل، مسئله امنیت انرژی منطقه ممکن است تنها به تنگه هرمز محدود نماند و سایر مسیرهای حیاتی صادرات انرژی نیز در محاسبات امنیتی آینده قرار گیرند.

 

اسرائیل و معادله جدید امنیتی

اسرائیل همچنان یکی از مهم‌ترین محورهای رقابت منطقه‌ای با ایران خواهد بود. ایران تلاش خواهد کرد جایگاه خود را در لبنان و یمن حفظ کند و اسرائیل نیز به دنبال تضعیف جمهوری اسلامی در داخل ایران و منطقه خواهد بود.

با اینحال، جنگ اخیر معادلات امنیتی اسرائیل را نیز تحت تأثیر قرار داده است. قدرت نظامی به‌تنهایی نتوانسته تمام اهداف راهبردی مورد انتظار را محقق کند و همین مسئله می‌تواند بر محاسبات آینده تل‌آویو اثر بگذارد.

کشورهای عربی نیز اکنون با یک معضل امنیتی پیچیده‌تر روبه‌رو هستند؛ از یک سو ایران را تهدیدی جدی می‌دانند و از سوی دیگر نسبت به پیامدهای قدرت نظامی اسرائیل نگرانی‌هایی دارند. در نتیجه، نظم امنیتی آینده خاورمیانه لزوماً تنها حول مهار ایران شکل نخواهد گرفت.

 

چین، اروپا و پایان نظم تک‌قطبی

کاهش نقش آمریکا در منطقه می‌تواند فضای بیشتری برای حضور قدرت‌های دیگر ایجاد کند. چین در این میان ظرفیت افزایش نقش اقتصادی، دیپلماتیک و حتی امنیتی خود در خاورمیانه را دارد.

روابط نزدیک چین با پاکستان و همکاری‌های نظامی این کشور با ایران، در کنار حضور دریایی چین در منطقه، می‌تواند زمینه را برای افزایش نقش پکن در امنیت خلیج فارس فراهم کند.

اروپا نیز به دلیل وابستگی به امنیت انرژی و تجارت منطقه، ممکن است به سمت سیاست مستقل‌تری حرکت کند. منافع اقتصادی اروپا در خاورمیانه می‌تواند این کشورها را به سمت ایفای نقش فعال‌تر در روابط ایران با کشورهای عربی سوق دهد.

 

خاورمیانه در آستانه یک نظم چندقطبی

تحولات جنگ می‌تواند خاورمیانه را وارد دوره‌ای متفاوت از گذشته کند؛ دوره‌ای که در آن آمریکا دیگر تنها قدرت تعیین‌کننده معادلات امنیتی منطقه نخواهد بود.

ایران تلاش خواهد کرد از فضای ایجادشده برای افزایش نفوذ خود استفاده کند، در حالیکه کشورهای عربی نیز به دنبال راه‌های جدیدی برای تأمین امنیت خود خواهند بود. در همین شرایط، چین، روسیه، اروپا، ترکیه و پاکستان نیز می‌توانند در شکل‌دهی به ترتیبات جدید منطقه نقش بیشتری پیدا کنند.

نتیجه چنین وضعیتی الزاماً شکل‌گیری یک نظم منسجم و باثبات نیست. خاورمیانه ممکن است برای مدتی وارد دوره‌ای از ائتلاف‌های متغیر، رقابت قدرت‌ها و چندپارگی امنیتی شود؛ وضعیتی که در آن هر کشور تلاش می‌کند میان تهدیدهای مختلف و منافع اقتصادی و امنیتی خود تعادل برقرار کند.

در مجموع، تحولات جنگ نشان می‌دهد که معادلات امنیتی خاورمیانه در حال بازتعریف است؛ آمریکا با چالش‌هایی در حفظ معماری امنیتی پیشین خود مواجه شده، ایران فضای مانور بیشتری پیدا کرده و قدرت‌هایی مانند چین، روسیه و اروپا می‌توانند در شکل‌دهی به نظم آینده منطقه نقش پررنگ‌تری ایفا کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Energy Strategy
اتاق خبر انرژی